ترجمه "najlepszy" به فارسی
بهترین, بهینه, بِهتَرین بهترین ترجمه های "najlepszy" به فارسی هستند.
najlepszy
adjective
دستور زبان
Wymarzony kandydat [..]
-
بهترین
adjectiveTom był moim najlepszym przyjacielem, kiedy byłem dzieckiem.
وقتی که من بچه بودم، تام بهترین دوست من بود.
-
بهینه
adjectivePomyślcie jaki wpływ może to mieć jeśli zależy wam na promowaniu lepszej wydajności paliwa.
فکر کنید که چقدر قدرتمند است اگر بخواهید مصرف بهینه را تشویق کنید.
-
بِهتَرین
-
ترجمه های کمتر
- تنها
- شايستهترين
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " najlepszy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "najlepszy" با ترجمه به فارسی
-
اموال عمومی
-
عقیده · کیش
-
کالای لوکس
-
کالای مکمل
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن
-
دماغه امید نیک
-
کالای واسطه کالاهای واسطهای
-
نسبتا خوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن