ترجمه "namiot" به فارسی
چادر, توجه, خیمه بهترین ترجمه های "namiot" به فارسی هستند.
turyst. wojsk. rodzaj przenośnego schronienia z impregnowanej tkaniny, używanego przez jedną lub więcej osób; [..]
-
چادر
nounPo waszym wyjeździe hieny zakradły się do namiotu z zapasami.
بعد از رفتنت ، دوتا کفتار اومدن توی چادر تجهیزات و میز رو داغون کردن.
-
توجه
nounW ten sposób przypominali sobie, że kiedyś żyli w namiotach na pustkowiu.
برگزاری این عید برای آنان فرصتی بود که به مراقبت و توجه پدرانهٔ یَهُوَه فکر کنند.
-
خیمه
nounI nie rozbije tam Arab swojego namiotu ani pasterze nie pozwolą tam leżeć swym trzodom.
و اَعراب در آنجا خیمه نخواهند زد و شبانان گلهها را در آنجا نخواهند خوابانید.
-
گیان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " namiot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
چادر
nounNamiot medyka został porwany przez wiatr!
باد چادر پزشکي رو از جا بلند کرد
تصاویر با "namiot"
عباراتی شبیه به "namiot" با ترجمه به فارسی
-
پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
-
چادرینه مخچه