ترجمه "napad" به فارسی

یورش, حمله, دستبرد بهترین ترجمه های "napad" به فارسی هستند.

napad noun masculine دستور زبان

atak, napaść, zaatakowanie; napadnięcie na kogoś [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • یورش

    noun
  • حمله

    noun

    To doprowadziło do napadu, ten do kolejnego, a ten do trzeciego.

    حمله بهش دست داده بعد دو بار ديگه هم اين اتفاق افتاده

  • دستبرد

    noun

    Na tej drodze zdarzają się napady, ale siostra Kashwashwa regularnie przychodzi na zebrania.

    با اینکه به بسیاری در این جاده دستبرد زدهاند اما کاشواشوا از آمدن به جماعت دست نکشیده است.

  • ترجمه های کمتر

    • سرقت
    • صعود ناگهانی
    • موج خروشان
    • کوشش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " napad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "napad" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "napad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه