ترجمه "napastnik" به فارسی
مهاجم, حمله کننده, متجاوز بهترین ترجمه های "napastnik" به فارسی هستند.
napastnik
noun
masculine
دستور زبان
strona atakująca, osoba dokonująca napaści [..]
-
مهاجم
nounzawodnik w piłce nożnej
Być może w środku grasuje złodziej lub napastnik uzbrojony w nóż.
احتمالاً، یک دزد و یا یک مهاجم چاقوبدست در داخل منزل است.
-
حمله کننده
nounStrażnicy chcą listę obrażeń, gdy opiszę im napastników.
وقتی دارم حمله کننده ها رو رو تشریح میکنم تفنگچی ها ازم لیست صدماتم رو میخوان
-
متجاوز
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " napastnik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن