ترجمه "nasienie" به فارسی
تخم, منی, دانه بهترین ترجمه های "nasienie" به فارسی هستند.
nasienie
noun
neuter
دستور زبان
fizj. płyn zawierający plemniki, wytwarzany przez narządy rozrodcze mężczyzn i samców zwierząt; [..]
-
تخم
nounBędziemy mogli wykorzystać ich nasienie, by donosiły ciąże.
میتونیم تخم هاشون رو به مرحله باروری کامل برسونیم
-
منی
noun -
دانه
nounMamusia tam poszła, wzięła sobie ze słoika dwa nasienia, żeby było jedno dla mnie, a drugie dla siostry.
مامانم آنجا رفت، و دوتا دانه از شیشه برداشت، یکی برای من و یکی برای خواهرم.
-
ترجمه های کمتر
- اسپرم
- تُخم
- انزالكردن
- باضافه
- بزر
- نطفه
- پلاسماي مني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nasienie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nasienie"
عباراتی شبیه به "nasienie" با ترجمه به فارسی
-
عناب
-
آمادهسازی بذر · بذرتیماری · تيمار بذر · پیشتیمار اسمزی بذر
-
پنبه بیغده
-
وزن بذر
-
موجودات زنده بذرزاد
-
آمادهسازی بذر · بذرتیماری · تيمار بذر · پیشتیمار اسمزی بذر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن