ترجمه "nazwa" به فارسی
نام, esm, nåm بهترین ترجمه های "nazwa" به فارسی هستند.
nazwa
noun
feminine
دستور زبان
wyraz lub termin określający coś [..]
-
نام
nounsłowo używane do identyfikacji
To nazwa użytkownika, taka jak na przykład na Twitterrze.
که یه نام کاربری هستش، مثل چیزی که ممکنه در توئیتر داشته باشید.
-
esm
-
nåm
-
اسم
nounChyba powinnaś wiedzieć, że on nie lubi tej nazwy.
شاید بهتر بود بهت می گفتم که اون از این اسم خوشش نمیاد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nazwa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nazwa"
عباراتی شبیه به "nazwa" با ترجمه به فارسی
-
نام پرونده طولانی
-
نام زمینه
-
نام سرور
-
یادکرد مؤلف (گیاهشناسی)
-
نام عمومی
-
فضای نام
-
نامهاي تجاري · نشانهای تجاری
-
نام جدول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن