ترجمه "negatyw" به فارسی
اشکال, بی فایدگی, زیان بهترین ترجمه های "negatyw" به فارسی هستند.
negatyw
noun
masculine
دستور زبان
fot. obraz na kliszy fotograficznej lub taśmie filmowej mający odwrócone barwy; [..]
-
اشکال
noun -
بی فایدگی
noun -
زیان
noun
-
ترجمه های کمتر
- مانع
- نگاتیو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " negatyw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Negatyw
-
نگاتیو
تصاویر با "negatyw"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن