ترجمه "nerka" به فارسی

گرده, کلیه, کلیهها بهترین ترجمه های "nerka" به فارسی هستند.

nerka noun feminine دستور زبان

anat. narząd w układzie wydalniczym zwierząt; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرده

    noun
  • کلیه

    noun

    organ wewnętrzny większości zwierząt

    Widzicie tę nerkę, która została wydrukowana kilka godzin wcześniej.

    شما میتونید آن کلیه ای را که ما همین امروز زودتر چاپ کردیم ببینید.

  • کلیهها

    W ekstremalnych przypadkach nerki nie dają sobie rady z ilością rozcieńczonego moczu.

    در موارد وخیم، کلیهها نمیتوانند حجم ادرار رقیق شده حاصل را تاب بیاورند.

  • ترجمه های کمتر

    • احشا
    • جگر به عنوان غذا
    • ريه به عنوان غذا
    • زبان به عنوان غذا
    • شكمبه به عنوان غذا
    • قلب به عنوان غذا
    • قلوه
    • كاركرد كليوي
    • كليه به عنوان غذا
    • لگنچه كليوي
    • ماهي آزاد شاهي
    • ماهي آزاد كوژپشت
    • ماهي آزاد گرمباد
    • ماهي گرمباد
    • ماهی آزاد اقیانوس آرام
    • مزاج
    • مغز به عنوان غذا
    • گلومرولها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nerka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nerka
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلیه

    noun

    Widzicie tę nerkę, która została wydrukowana kilka godzin wcześniej.

    شما میتونید آن کلیه ای را که ما همین امروز زودتر چاپ کردیم ببینید.

تصاویر با "nerka"

عباراتی شبیه به "nerka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nerka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه