ترجمه "niebieski" به فارسی
آبی, ābi, آنی بهترین ترجمه های "niebieski" به فارسی هستند.
niebieski
adjective
masculine
دستور زبان
mający kolor piątego pasma tęczy, taki jak kolor pogodnego, bezchmurnego nieba, kwiatu lnu itp.; mający kolor podstawowy; [..]
-
آبی
noun femininemający kolor nieba [..]
Istnieją trzy rodzaje tych komórek, które odpowiadają za widzenie koloru czerwonego, zielonego i niebieskiego.
سه نوع سلول مخروطی در آنجاست که برای رنگهای قرمز، سبز٬ و آبی تقریبا با هم مرتبط هستند.
-
ābi
-
آنی
-
ترجمه های کمتر
- لاجوردی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " niebieski " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "niebieski"
عباراتی شبیه به "niebieski" با ترجمه به فارسی
-
نصفالنهار سماوی
-
سپرماهي گرينلند · سپرماهی نیوفاندلند · كفشكماهي آبي · كفشكماهي سياه · کفشکماهی گرینلند
-
قرمز-سبز-آبی
-
پنیر آبی
-
قورباغه نیزه سمی آبی
-
ماه آبی
-
آبی
-
شاهماهی آمریکایی · شگماهي پشتكبود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن