ترجمه "nieprzyjaciel" به فارسی

دشمن, خصم, ضد بهترین ترجمه های "nieprzyjaciel" به فارسی هستند.

nieprzyjaciel Noun noun masculine دستور زبان

ktoś wrogo nastawiony wobec kogoś lub czegoś [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دشمن

    noun

    Kiedy nieprzyjaciel zacznie się wdzierać przez wyłom w murze miejskim, rozlegnie się „okrzyk w stronę góry”.

    هنگامی که دشمن شروع به شکافتن دیوارهای شهر کند، ‹صدای استغاثه تا به کوهها خواهد رسید.›

  • خصم

    noun
  • ضد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عدو
    • منافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nieprzyjaciel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nieprzyjaciel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه