ترجمه "nieruchomy" به فارسی
آرام ترجمه "nieruchomy" به فارسی است.
nieruchomy
adjective
masculine
دستور زبان
bez ruchu, nie zmieniający pozycji, położenia [..]
-
آرام
adjectiveTym razem oczy myślą, że się poruszasz, a uszy wiedzą, że siedzisz nieruchomo.
این بار، چشمان شما فکر میکند که در حرکت هستید درحالی که گوش میداند که آرام نشستهاید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nieruchomy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "nieruchomy" با ترجمه به فارسی
-
ثابت · غیر منقول · مستقل
-
اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
-
ثابت · غیر منقول · مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن