ترجمه "noga" به فارسی
پا, لنگ, اندامهای حرکتی بهترین ترجمه های "noga" به فارسی هستند.
noga
noun
feminine
دستور زبان
anat. kończyna dolna człowieka lub jedna z kończyn czworonoga; [..]
-
پا
nounChociaż jeden nie miał ręki, a drugi nogi.
به جز اينکه يکيشون يک دست و يکي ديگه يک پا نداشت.
-
لنگ
adjective nounSzczęśliwie nie straciłem nogi, jedynie kuśtykam. To mój znak szczególny.
خوشبختانه پامو از دست ندادم فقط لنگ شدم این لنگیدن تبدیل شده به ویژگی شخصیم
-
اندامهای حرکتی
-
ترجمه های کمتر
- بازی فوتبال
- فوتبال
- پاها
- پاها (از بالای زانو تا مچ پا)
- پنجه
- چنگال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Noga
Proper noun
دستور زبان
nazwisko Kategoria:Język polski - nazwiskaKategoria:Polskie nazwiska męskiemęskie [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Noga" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Noga در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "noga"
عباراتی شبیه به "noga" با ترجمه به فارسی
-
انگشت پا
-
امتناع · بازدارنده · مانع شونده · منع کننده · پاگیری
-
استخوان بازو · استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست · استخوان كف پا · استخوان مچ · استخوان مچ پا · استخوان نازكني · استخوانهاي بند انگشت · استخوانهای اندام حرکتی · راديوس · كشكك · مفصل شانه
-
سندروم پای بیقرار
-
چارزانو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن