ترجمه "norma" به فارسی

استانداردها, نرم, هنجار بهترین ترجمه های "norma" به فارسی هستند.

norma noun feminine دستور زبان

ogólnie przyjęta zasada; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • استانداردها

  • نرم

    noun

    pojęcie matematyczne

  • هنجار

    noun

    Jest jeszcze jedna norma w społeczeństwie patriarchalnym. Posłuszeństwo.

    هنجار دیگری در جوامع مردسالار هست به نام اطاعت.

  • ترجمه های کمتر

    • استانداردهاي غذايي
    • تجویز شده
    • قاعده
    • ماخذ قانونی
    • معدل
    • مقرر شده
    • نُرم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " norma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Norma

imię żeńskie;

+ اضافه کردن

"Norma" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Norma در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "norma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "norma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه