ترجمه "nowe" به فارسی

جدید, نو بهترین ترجمه های "nowe" به فارسی هستند.

nowe adjective noun feminine neuter دستور زبان

postęp [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جدید

    adjective

    Nie, to nie jest mój nowy chłopak.

    نه، او دوستپسر جدید من نیست.

  • نو

    adjective

    Stara siła koncentruje się na pobieraniu, a nowa na wkładzie.

    و قدرت نو در مورد آپلود کردن است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nowe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Nowe noun neuter

geogr. miasto w Polsce;

+ اضافه کردن

"Nowe" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nowe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "nowe" با ترجمه به فارسی

  • نیو برونزویک
  • دار و دستههای نیویورکی
  • نیو کالدونی · کالدونیای جدید
  • وانوآتو
  • دهلی نو
  • بيماري كروتسفلد-جاكوب واریانت · بيماري كروتسفلد-جاكوب واریانت جديد · بيماري كروتسفلدـجاكوب · نشانگان کروتسفلد- جاکوب
  • جايگزيني گياه · واکاری
  • now · تازه · تازه وارد · تازه کار · جدید · جدید الورود · مبتدی · نو
اضافه کردن

ترجمه های "nowe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه