ترجمه "oś" به فارسی
محور, آسه, اکسل بهترین ترجمه های "oś" به فارسی هستند.
oś
noun
feminine
دستور زبان
centralna linia danego układu [..]
-
محور
nounObracając się wokół krótszej osi, kręci się też wokół dłuższej i kołysze się w górę i w dół.
وقتی که بدور محور کوچکش میچرخد، دور محور بزرگش هم میچرخد، و سرش را بالا و پایین میبرد.
-
آسه
-
اکسل
Przednia oś jest pęknięta, ale może wystarczy ci na naprawę.
اکسل جلوي ماشين خراب شده احتمال اون واسه تعمرش کافيه
-
سرحد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oś " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Oś
Proper noun
دستور زبان
-
اکسل
Przednia oś jest pęknięta, ale może wystarczy ci na naprawę.
اکسل جلوي ماشين خراب شده احتمال اون واسه تعمرش کافيه
تصاویر با "oś"
عباراتی شبیه به "oś" با ترجمه به فارسی
-
گاهشمار آینده بسیار دور
-
لایه شبکه
-
نیروهای محور
-
برچسب علامت تیک
-
محور شرارت
-
نظم چرخ
-
محور اعداد
-
محور شرارت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن