ترجمه "oba" به فارسی

هر دو, هردو بهترین ترجمه های "oba" به فارسی هستند.

oba Determiner numeral دستور زبان

dwa konkretne przedmioty lub zwierzęta, określone rzeczownikiem rodzaju męskiego; i jeden i drugi

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هر دو

    pronoun

    Czasem myślę, że nigdy się nie usamodzielnię. Oboje rodzice zawsze potrzebują mojej pomocy.

    بعضی وقتها فکر میکنم هیچ وقت به حال خودم نخواهم بود. پدر و مادرم هر دو انگار همیشه به کمک من احتیاج دارند.

  • هردو

    Można być albo poważnym, albo się bawić, nigdy oba jednocześnie.

    اینکه یا باید بازیگوش باشی یا جدی، نمی شه همزمان هردو ی این ها بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "oba" با ترجمه به فارسی

  • هر دو · هردو
  • هر دو · هردو
اضافه کردن

ترجمه های "oba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه