ترجمه "obcy" به فارسی

غریبه, بیگانه, خارجی بهترین ترجمه های "obcy" به فارسی هستند.

obcy adjective noun masculine دستور زبان

ktoś nienależący do danej grupy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • غریبه

    noun

    W niektórych kręgach kulturowych rozmowę z obcymi trzeba zaczynać bardzo oficjalnie.

    در بعضی فرهنگها صحبت با افراد غریبه همیشه با حالتی رسمی شروع میشود.

  • بیگانه

    adjective

    Używanie słów obcego pochodzenia to nie problem tylko tego starszego pana, ale większej części społeczeństwa.

    مسائل مربوط به استفاده از کلمات بیگانه محدود به پیرمردان نمیشود، بلکه در تمام جامعه تاثیرگذار است.

  • خارجی

    noun

    Nigdy nie złapano obcego rządu ani hakerów, którzy to zrobili.

    دولت خارجی یا هَکرهایی که این کار را انجام داده بودند هیچوقت شناخته نشدند.

  • ترجمه های کمتر

    • اجنبی
    • غریب
    • ناشناس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obcy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "obcy" با ترجمه به فارسی

  • زبان خارجی
  • کید خارجی
  • آلودگي فيزيكي · اجسام خارجی · مواد خارجي
  • آدرس خارجی
  • آلودگي فيزيكي · اجسام خارجی · مواد خارجي
  • عاریه · قرض · قرضه · وام · واژه بیگانه
اضافه کردن

ترجمه های "obcy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه