ترجمه "obecny" به فارسی
درحال پيشرفت, رایج بهترین ترجمه های "obecny" به فارسی هستند.
obecny
Adjective
adjective
noun
masculine
دستور زبان
osobiście przy czymś będący, znajdujący się gdzieś w danej chwili [..]
-
درحال پيشرفت
-
رایج
adjectiveNa szczęście dla mieszkańców ziemi opłakany stan rzeczy będący przyczyną obecnej lawiny złych wieści nie będzie trwać wiecznie.
مایهٔ بسی خشنودی سکنهٔ زمین است که وقایعی که باعث اخبار بد رایج امروزه میباشد، برای همیشه ادامه نخواهد یافت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obecny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obecny" با ترجمه به فارسی
-
رود اب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن