ترجمه "obieg" به فارسی
چرخهداربودن, سيستم, چرخه زيستزمينشيميايي بهترین ترجمه های "obieg" به فارسی هستند.
obieg
Noun
noun
masculine
دستور زبان
czynność fizycznego okrążania czegoś [..]
-
چرخهداربودن
-
سيستم
-
چرخه زيستزمينشيميايي
-
چرخه غذايي در بومسازگانها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obieg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "obieg" با ترجمه به فارسی
-
چرخه زيستزمينشيميايي · چرخه غذايي در بومسازگانها · چرخهداربودن
-
چرخه گوگرد
-
جریان لنف · گردش لنف
-
چرخه کربن
-
چرخه آب · چرخه آب (كلي) · چرخه آبشناختی
-
چرخه کربن
-
چرخه ازت · چرخه نیتروزن
-
چرخه فسفر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن