ترجمه "obieg" به فارسی

چرخهداربودن, سيستم, چرخه زيستزمينشيميايي بهترین ترجمه های "obieg" به فارسی هستند.

obieg Noun noun masculine دستور زبان

czynność fizycznego okrążania czegoś [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخهداربودن

  • سيستم

  • چرخه زيستزمينشيميايي

  • چرخه غذايي در بومسازگانها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obieg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "obieg" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "obieg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه