ترجمه "obwód" به فارسی
محیط, ابعاد, اوبلاست بهترین ترجمه های "obwód" به فارسی هستند.
obwód
noun
masculine
دستور زبان
brzeg, krawędź, otaczająca coś z każdej strony, obejmująca obiekt zwykle w poziomie [..]
-
محیط
nounTakiej, która pokryje taką samą powierzchnię, ale ma najmniejszy obwód.
شکلی که همون مساحت رو بپوشونه اما محیط کمتری داشته باشه.
-
ابعاد
nounNie obwód ani długość, ale ten sam styl.
البته ابعاد و سايزش دقيقا مثل هم نيست اما همين استايلُ داره
-
اوبلاست
-
ترجمه های کمتر
- قطر شکم
- محیط منحنی
- پيرامون
- پیرامون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " obwód " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "obwód"
عباراتی شبیه به "obwód" با ترجمه به فارسی
-
استان سیلیسترا
-
استان باتکن
-
استان یاروسلاول
-
استان چیتا
-
استان خودمختار یهودی
-
استان مورمانسک
-
استان ایرکوتسک
-
استان نووگورود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن