ترجمه "obyczaj" به فارسی

رسم, سررسید, سود سرمایه بهترین ترجمه های "obyczaj" به فارسی هستند.

obyczaj Noun noun masculine دستور زبان

powszechnie przyjęty, tradycyjny sposób postępowania w danych okolicznościach [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رسم

    noun
  • سررسید

    noun
  • سود سرمایه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عادت
    • مدت
    • کاربرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obyczaj " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Obyczaj
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عادت

    noun

عباراتی شبیه به "obyczaj" با ترجمه به فارسی

  • تجویز شده · مقرر شده
اضافه کردن

ترجمه های "obyczaj" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه