ترجمه "ocean" به فارسی
اقیانوس, اقيانوسها, درياها بهترین ترجمه های "ocean" به فارسی هستند.
ocean
noun
masculine
دستور زبان
geogr. hydrol. rozległy obszar słonej wody, pokrywający większą część powierzchni Ziemi [..]
-
اقیانوس
nounبزرگترین اقیانوس های زمین
Kiedy wiatr wieje nad oceanem, pociąga za sobą górne warstwy wody.
همانطور که باد بر اقیانوس میوزد، لایههای بالایی آب را به همراه خود میکشد.
-
اقيانوسها
Jeżeli wkrótce nie znajdzie lądu na tym ogromnym oceanie to utonie.
اگر او به زودي خشکي را در اين اقيانوس عظيم پيدا نکند ، غرق خواهد شد.
-
درياها
-
ترجمه های کمتر
- فضاهاي اقيانوسي
- ناحيه دريايي
- نواحی دریایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ocean " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ocean
دستور زبان
mit. gr.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ocean" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ocean در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ocean" با ترجمه به فارسی
-
آییننامه رانندگی
-
متيل پاراتيون · پاراتیون متیل
-
جانورشناسی · زيستشناسي جانوري · علوم جانوري
-
اقیانوس اطلس
-
دي.ان.سي · دينيترو-ا-كرسول · دينيتروكربولينئوم · دی.ان.ا.سی · متيل دينيتروفنول
اضافه کردن مثال
اضافه کردن