ترجمه "oczny" به فارسی
بصری, عينی, چشمی بهترین ترجمه های "oczny" به فارسی هستند.
oczny
Adjective
adjective
دستور زبان
dotyczący oka, związany z okiem, oczami
-
بصری
adjective -
عينی
-
چشمی
nounDzięki temu plamka oczna ma swój sygnał elektryczny,
و این در نتیجه به لکه چشمی اجازه میده تا یک سیگنال الکتریکی داشته باشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oczny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oczny" با ترجمه به فارسی
-
رفلکس دهلیزی-چشمی
-
تخم چشم · کره چشم
-
ماهیچههای برونچشمی
-
اتاقک پیشین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن