ترجمه "odruch warunkowy" به فارسی
بازتابهاي شرطيشده, آواگری, ترس بهترین ترجمه های "odruch warunkowy" به فارسی هستند.
odruch warunkowy
noun
nabyta reakcja organizmu
-
بازتابهاي شرطيشده
-
آواگری
-
ترس
noun
-
ترجمه های کمتر
- رفتار
- رفتارشناسي
- عادتها
- فرضيه رفتار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " odruch warunkowy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن