ترجمه "okno" به فارسی
پنجره, پَنجِرِه, پنجرهها بهترین ترجمه های "okno" به فارسی هستند.
okno
noun
neuter
دستور زبان
oszklony otwór w ścianie [..]
-
پنجره
nounkonstrukcja zamykająca otwór w ścianie służąca do oświetlenia i przewietrzania pomieszczeń
W takich pueblach kwaterowaliśmy zazwyczaj w pokoiku bez okien wyposażonym jedynie w łóżko.
اقامتگاهها در دهکدههای سرخپوستان معمولاً اتاقی کوچک و بدون پنجره بود که فقط یک تختخواب داشت.
-
پَنجِرِه
oszklony otwór w ścianie
-
پنجرهها
W takich pueblach kwaterowaliśmy zazwyczaj w pokoiku bez okien wyposażonym jedynie w łóżko.
اقامتگاهها در دهکدههای سرخپوستان معمولاً اتاقی کوچک و بدون پنجره بود که فقط یک تختخواب داشت.
-
پنجر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " okno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Okno
geogr. wieś na Ukrainie [..]
-
پنجره (رایانه)
تصاویر با "okno"
عباراتی شبیه به "okno" با ترجمه به فارسی
-
window function
-
جعبه هشدار
-
پنجره سند
-
پنجره بازشو
-
سامانه پنجرهای
-
تئوری پنجره شکسته
-
پنجره شفاف
-
پنجره غیر فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن