ترجمه "okolicznik" به فارسی
ظرفی, قیدی بهترین ترجمه های "okolicznik" به فارسی هستند.
okolicznik
noun
masculine
دستور زبان
gram. część zdania określająca czasownik; [..]
-
ظرفی
noun -
قیدی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " okolicznik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن