ترجمه "opanowany" به فارسی
آرام, ترکیب شده بهترین ترجمه های "opanowany" به فارسی هستند.
opanowany
Adjective
adjective
دستور زبان
taki, który panuje nad swoim zachowaniem [..]
-
آرام
adjectiveMają pokojowe usposobienie, są opanowani i bardzo miłują się wzajemnie”.
ایشان صلحجو و آرام هستند و به یکدیگر محبت میورزند.»
-
ترکیب شده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opanowany " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "opanowany" با ترجمه به فارسی
-
تعادل فکری · خونسردی · سکوت · عدالت · قضاوت منصفانه
-
تعادل فکری · خونسردی · سکوت · عدالت · قضاوت منصفانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن