ترجمه "opat" به فارسی

راهب بزرگ, رييس دير, رئیس راهبان بهترین ترجمه های "opat" به فارسی هستند.

opat noun masculine دستور زبان

rel. przełożony opactwa [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راهب بزرگ

    noun

    Jestem królem, bo opat twierdził, że widział we śnie moją twarz.

    من پادشاه شدم چون راهب بزرگ گفت که صورت من را در رویاش دیده

  • رييس دير

  • رئیس راهبان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Opat Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Opat" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Opat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "opat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه