ترجمه "operator" به فارسی

اپراتور, تلفنچی, جراح بهترین ترجمه های "operator" به فارسی هستند.

operator Noun noun masculine دستور زبان

film. autor zdjęć do filmu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اپراتور

    Jeśli nie mieliście, musieliście łączyć się przez operatora.

    اگه نداشتید، باید به اپراتور وصل می شدید.

  • تلفنچی

    noun
  • جراح

    noun
  • عکاس

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " operator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "operator"

عباراتی شبیه به "operator" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "operator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه