ترجمه "opory" به فارسی

بیم, تردید, ترس بهترین ترجمه های "opory" به فارسی هستند.

opory noun

Skrupuły [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیم

    noun
  • تردید

    noun

    Czy ma jakieś opory, by podzielić się zaszczytnymi zadaniami, a w przyszłości całkowicie je przekazać?

    آیا ایلیّا در تقسیم برخی مسئولیتها و امتیازاتش تردید داشت یا پذیرفتن این که کسی جانشین او شود، برایش دشوار بود؟

  • ترس

    noun

    co tylko pogłębiło mój lęk i opór.

    ترس و مقاومت من نسبت به آن تشدید شد.

  • ترجمه های کمتر

    • حالت تهوع
    • عدم اطمینان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "opory" با ترجمه به فارسی

  • حق انقلاب
  • بیم · تردید · ترس · حالت تهوع · عدم اطمینان · قابلیت مقاومت · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه
  • مقاومت بدون خشونت
  • مقاومت در برابر مالیات
  • پسار
  • مفهوم مقاومت در روانکاوی
  • واکنش
  • برقرسانندگي · رسانايى الکتريکى · رسانندگی الکتریکی · قابلیت مقاومت · مقاومت الکتريکی · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه · هدایت الکتریکی
اضافه کردن

ترجمه های "opory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه