ترجمه "opuszczony" به فارسی

تنها, تنها وبیکس, دلتنگ وافسرده بهترین ترجمه های "opuszczony" به فارسی هستند.

opuszczony adjective دستور زبان

taki, którego opuszczono [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنها

    adjective

    Mam nadzieję, że nie czuła się pani opuszczona?

    اميدوارم احساس نکرده باشيد که تنها تون گذاشتيم.

  • تنها وبیکس

    adjective
  • دلتنگ وافسرده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opuszczony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "opuszczony" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "opuszczony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه