ترجمه "orbita" به فارسی
مدار ترجمه "orbita" به فارسی است.
orbita
Noun
noun
feminine
دستور زبان
astr. tor ciała krążącego lub przelatującego obok innego ciała, zakrzywiony w wyniku ich wzajemnego przyciągania; [..]
-
مدار
tor ciała krążącego wokół ciała niebieskiego
To pierwszy satelita za orbitą Jowisza, używający paneli słonecznych.
و البته، این اولین ماهوارهای بود که فراتر از مدار مشتری در سلول خورشیدی رفت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orbita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "orbita"
عباراتی شبیه به "orbita" با ترجمه به فارسی
-
مدار زمینایستور
-
مدار قطبی
-
مدار خورشید مرکزی
-
مدار خورشیدآهنگ
-
مدار زمینهمزمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن