ترجمه "orientacja" به فارسی
جهتیابی, اوریانتاسیون, جهت بهترین ترجمه های "orientacja" به فارسی هستند.
orientacja
Noun
noun
feminine
دستور زبان
umiejętność rozpoznawania określonych miejsc i kierunków w terenie [..]
-
جهتیابی
Twoje uszy wychwytują najprzeróżniejsze dźwięki, a przy tym umożliwiają zachowanie orientacji i równowagi.
گوشهای شما قادرند انواع مختلف صداها را بگیرند و به شما حس جهتیابی و تعادل بدهند.
-
اوریانتاسیون
-
جهت
Nie można poprawić orientacji Exif dla pliku %
خرابی در باربینی جهت Exif برای پروندۀ %
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orientacja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orientacja" با ترجمه به فارسی
-
جهتیابی
-
وضعیت دستمال توالت
-
گرایش جنسی
-
تمایل عمودی · عمودی
-
ایدئولوژی · طرزتفکر
-
خودداری از خدمت سربازی به دلایل وجدانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن