ترجمه "orzeczenie" به فارسی
مسند, احقاق حق, حکم ورشکستگی بهترین ترجمه های "orzeczenie" به فارسی هستند.
orzeczenie
noun
neuter
دستور زبان
jęz. część zdania informująca o czynności lub stanie podmiotu [..]
-
مسند
noun -
احقاق حق
noun -
حکم ورشکستگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خبر
- قضاوت
- گزاره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orzeczenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Orzeczenie
-
گزاره
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن