ترجمه "outsider" به فارسی
اجنبی, بیگانه, خارجی بهترین ترجمه های "outsider" به فارسی هستند.
outsider
Noun
noun
masculine
دستور زبان
psych. człowiek pozostający na uboczu społeczeństwa, izolujący się lub odizolowany od społeczności; [..]
-
اجنبی
noun -
بیگانه
nounWybrałeś outsidera zamiast własnej córki?
یه بیگانه رو به دختر خودت ترجیح دادی ؟
-
خارجی
nounSłowo " outsider " ma wiele znaczeń.
خوب خارجی معانی زیادی می تونه داشته باشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outsider " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن