ترجمه "owca" به فارسی
گوسفند, میش, قوچ بهترین ترجمه های "owca" به فارسی هستند.
owca
noun
feminine
دستور زبان
zool. Ovis, zwierzę hodowlane o białej wełnie; [..]
-
گوسفند
nounTom jest hodowcą owiec.
تام پرورش دهنده گوسفند است.
-
میش
noun -
قوچ
noun
-
ترجمه های کمتر
- موک
- گوسفند(ها)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " owca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "owca"
عباراتی شبیه به "owca" با ترجمه به فارسی
-
عاصی · گناهکار
-
گوسفند
-
قيچيكردن پشم گوسفند · پشمچيدن · پشمچيني گوسفند · پشمچینی
-
پشم مرینوس
-
گوسفند
-
با یک تیر دو نشان زدن
-
زبانآبی · زبانآبی (بیماری)
-
سکوت برهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن