ترجمه "owoc" به فارسی

میوه, خفچه, ستهها بهترین ترجمه های "owoc" به فارسی هستند.

owoc noun masculine دستور زبان

bot. organ rozrodczy roślin, powstający z zalążni, zawierający nasiona; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • میوه

    noun

    występujący u roślin okrytozalążkowych organ powstający z zalążni słupka, zawierający w swym wnętrzu nasiona, osłaniający je i ułatwiający rozsiewanie [..]

    Potem dała owoc Adamowi i on też zjadł.

    بعد میوه را به آدم داد و او هم از آن خورد.

  • خفچه

  • ستهها

  • ترجمه های کمتر

    • شفت
    • نيامكها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " owoc " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Owoc Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Owoc" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Owoc در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "owoc"

عباراتی شبیه به "owoc" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "owoc" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه