ترجمه "pęcherzyk" به فارسی
تاول, جوشيدن, مثانه بهترین ترجمه های "pęcherzyk" به فارسی هستند.
pęcherzyk
Noun
noun
masculine
دستور زبان
zdrobn. od: pęcherz [..]
-
تاول
noun -
جوشيدن
-
مثانه
noun
-
ترجمه های کمتر
- وزیکول
- کیسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pęcherzyk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pęcherzyk
-
ریزکیسه
poprzez otoczenie się bańką lub pęcherzykiem,
به این طریق که توسط یک حبابچه یا ریزکیسه (وزیکول) گرفته شده
عباراتی شبیه به "pęcherzyk" با ترجمه به فارسی
-
التهاب كيسه صفرا · بیماریهای کبد · سيروز كبدي · هپاتوزیس
-
زهره دان · مراره · کیسه صفرا
-
غده وزیکولی
-
فولیکول تخمدان
-
فوليكلهاي گراف · فولیکلهای تخمدانی
-
برونشها · حبابچهها · نایژهها · کیسه هوایی
-
فوليكلهاي گراف · فولیکلهای تخمدانی
-
کیسه ناف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن