ترجمه "pęta" به فارسی

افسارها, ابزار مهار, بستگی بهترین ترجمه های "pęta" به فارسی هستند.

pęta noun

okowy, kajdany [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسارها

  • ابزار مهار

  • بستگی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بند
    • غل و زنجیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pęta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pęta" با ترجمه به فارسی

  • بند · غل و زنجیر
اضافه کردن

ترجمه های "pęta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه