ترجمه "pętla" به فارسی
حلقه زدن, حلقه, خفت بهترین ترجمه های "pętla" به فارسی هستند.
pętla
noun
feminine
دستور زبان
związany na powrót sznur lub drut [..]
-
حلقه زدن
-
حلقه
nounPlastyka mogła spowodować zaburzenia w trawieniu tworząc ślepą pętlę w jelitach.
عمل کوچک کردن معده ميتونه توسط يه حلقه ي بسته در روده ، باعث بدجذبي بشه.
-
خفت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pętla " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pętla"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن