ترجمه "płatek" به فارسی
گلبرگ, برف دانه, لخته کوچک بهترین ترجمه های "płatek" به فارسی هستند.
płatek
noun
masculine
دستور زبان
bot. część korony u kwiatów: [..]
-
گلبرگ
nounczęść korony kwiatowej
Każdy z płatków dostosowuje się oddzielnie żeby utrzymać jak najwyższą temperaturę.
هر گلبرگ خود را جداگانه چنان تنظیم می کند که بیشترین گرما را دریافت کند.
-
برف دانه
noun -
لخته کوچک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " płatek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Płatek
noun
masculine
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Płatek" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Płatek در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "płatek"
عباراتی شبیه به "płatek" با ترجمه به فارسی
-
کرن فلکس
-
گلبرگ
-
حبوبات · غله
-
غلات صبحانه
-
جام گل · گلبرگها
-
لاله گوش
-
haferfloken
-
حليم · ذرتهاي پولكي · غلات صبحانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن