ترجمه "płot" به فارسی
حصار, حصارها, حصارکشی بهترین ترجمه های "płot" به فارسی هستند.
płot
noun
masculine
دستور زبان
ogrodzenie domu lub gospodarstwa; [..]
-
حصار
nounW domku z niewielkim ogródkiem i białym płotem.
یه خونه کوچیک ، یه حیاط نقلی با حصار چوبی سفید
-
حصارها
Ale po jego śmierci wujek George zbudował ten płot.
ام بعد از اون ، عمو جرج این حصارها رو درست کرد
-
حصارکشی
-
ترجمه های کمتر
- دیوار
- چپرها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " płot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Płot
-
حصار (حائل)
تصاویر با "płot"
عباراتی شبیه به "płot" با ترجمه به فارسی
-
حصارها · حصارکشی · چپرها
-
آن سوی پرچین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن