ترجمه "płyn" به فارسی
شاره, سیالات, مايع بهترین ترجمه های "płyn" به فارسی هستند.
płyn
noun
masculine
دستور زبان
substancja niemająca określonej postaci, przyjmująca kształt zbiornika, do którego jest wprowadzona [..]
-
شاره
-
سیالات
Nasze ucho wewnętrzne, nazywane ślimakiem, wypełnia płyn przypominający słoną wodę.
ولی گوش درونی ما که به آن حلزون گوش میگویند، درواقع پر از سیالات شبه آب نمک است.
-
مايع
Pobierzmy próbki tkanek oraz płynów i bierzmy się za badania.
بيا چند تا پارچه و نمونه هاي مايع رو برداريم و کار آزمايشگاهي رو شروع کنيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " płyn " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "płyn" با ترجمه به فارسی
-
مایع خارج سلولی
-
مايع آمنيوتيك
-
مایع ظرفشویی
-
مايع برونسلولي · مايع درونسلولي · مایعات بدن
-
استخراج ابربحراني کربن دیاکسید · استخراج ابربحرانی سیال
-
دینامیک شارهها
-
استخراج ابربحراني کربن دیاکسید · استخراج ابربحرانی سیال
-
مايع برونسلولي · مايع درونسلولي · مایعات بدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن