ترجمه "palić" به فارسی

sukhtan, دود کردن, سیگار کشیدن بهترین ترجمه های "palić" به فارسی هستند.

palić verb دستور زبان

niszczyć coś za pomocą ognia [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • sukhtan

  • دود کردن

    verb

    tak właśnie wyglądają te palące i tlące się stosy odpadów węglowych.

    این تصویری از انبوه ضایعات زغال سنگ در حال سوختن و دود کردن است.

  • سیگار کشیدن

    verb

    Tom wreszcie rzucił palenie.

    بالاخره تام سیگار کشیدن را قطع کرد.

  • کشیدن

    verb

    Rzuciłem palenie i picie.

    من کشیدن سیگار و مصرف الکل را متوقف کردم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palić " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "palić"

عباراتی شبیه به "palić" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "palić" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه