ترجمه "paliwo" به فارسی
سوخت, سوختها, اغذیه بهترین ترجمه های "paliwo" به فارسی هستند.
paliwo
noun
neuter
دستور زبان
substancja palna używana do napędzania silników i maszyn lub do palenia w piecach [..]
-
سوخت
nounMusimy pozbyć się nienormalnych zachęt do zużywania paliwa.
ما باید عوامل افزایش مصرف سوخت را حذف کنیم.
-
سوختها
-
اغذیه
noun
-
ترجمه های کمتر
- تقویت
- سوختهاي جامد
- سوختهاي مايع
- غذا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paliwo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paliwo
-
سوخت
nounPaliwo pozostaje w ziemi i spala się przez 60 lat po czym proces się kończy.
و این آن جا قرار می گیرد و برای شصت سال خواهد سوخت و در آخر تمام خواهد شد.
عباراتی شبیه به "paliwo" با ترجمه به فارسی
-
سوخت جلبک
-
زیستسوختها · سوختهاي زيستتوده · سوختهای زیستی
-
مخزن سوخت
-
سامانه سوخترسانی انژکتوری
-
سوختها · سوختهاي جامد · سوختهاي مايع
-
نیروی محرکه راکت
-
نیروگاه سوخت فسیلی
-
سوخت گازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن