ترجمه "pamiątka" به فارسی
اثر, خاطره, ره اورد بهترین ترجمه های "pamiątka" به فارسی هستند.
pamiątka
noun
feminine
دستور زبان
drobny przedmiot lub znak przypominający jakieś zdarzenie, miejsce albo osobę [..]
-
اثر
nounNa pewno stare indiańskie pamiątki.
آثار باستانيه هند اون پايين باشه چي ؟
-
خاطره
nounKtoś znalazł coś na pamiątkę.
یه نفر یه خاطره رو به یاد اورده
-
ره اورد
noun
-
ترجمه های کمتر
- سوغات
- سوغاتی
- عتیقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pamiątka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pamiątka"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن