ترجمه "panorama" به فارسی

سراسرنما, حرکت, شهر فرنگ بهترین ترجمه های "panorama" به فارسی هستند.

panorama noun feminine دستور زبان

rozległy, szeroki widok [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سراسرنما

  • حرکت

    noun interjection
  • شهر فرنگ

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • منظره
    • چشم انداز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " panorama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Panorama

Styki, Kossaka „... Racławicka” [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سراسرنما

    obraz terenu obejmujący znaczny wycinek horyzontu

تصاویر با "panorama"

عباراتی شبیه به "panorama" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "panorama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه