ترجمه "parabola" به فارسی

سهمی, تمثیل, حکایت بهترین ترجمه های "parabola" به فارسی هستند.

parabola noun feminine دستور زبان

mat. zbiór punktów równo odległych od pewnej prostej (kierownicy paraboli) i pewnego punktu (ogniska paraboli) nieleżącego na tej prostej; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سهمی

    noun

    Po pierwszej paraboli wszystko było w porządku, a Hawking uśmiechał się, więc to powtórzyliśmy.

    و پس از آن سهمی اول، میدانید،

  • تمثیل

    noun
  • حکایت

  • ترجمه های کمتر

    • داستان اخلاقی
    • شلجمی
    • مثال
    • مثل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parabola " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Parabola
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سهمی

    krzywa stożkowa

    Parabola zdefiniowana przez kierownicę i ogniskową

    یک سهمی که با خط راهنما و کانونش تعریف‌شده

تصاویر با "parabola"

اضافه کردن

ترجمه های "parabola" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه