ترجمه "pardwa" به فارسی

تارميگانها, باقرقره, باقرقره اروپايي بهترین ترجمه های "pardwa" به فارسی هستند.

pardwa Noun noun feminine دستور زبان

ornit. ptak z jednego z gatunków rodzaju Lagopus; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تارميگانها

  • باقرقره

    noun

    Jeśli McTarry umiera, to sezon na pardwy się zaczyna.

    هر زمان که یک McTarry می میرد ، باقرقره به فصل آمده است.

  • باقرقره اروپايي

  • ترجمه های کمتر

    • تترائو
    • لاگوپوس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pardwa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pardwa"

عباراتی شبیه به "pardwa" با ترجمه به فارسی

  • باقرقره · باقرقره اروپايي · تارميگانها · تترائو · لاگوپوس
  • باقرقره بید
اضافه کردن

ترجمه های "pardwa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه