ترجمه "partycja" به فارسی
تیغه, پارتیشن, پارتیشنبندی بهترین ترجمه های "partycja" به فارسی هستند.
partycja
noun
feminine
inform. wydzielona część dysku fizycznego umożliwiająca utworzenie dysku logicznego;
-
تیغه
noun -
پارتیشن
Zbyt wiele partycji zostało uszkodzonych.
تعداد زیادی از پارتیشن هاش خراب شده
-
پارتیشنبندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " partycja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "partycja" با ترجمه به فارسی
-
پارتیشن دیسک
-
قسمت بندی راه انداز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن